محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
404
رشحات البحار ( فارسى )
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ « 1 » تحقيق اين دو مسئله ان شاء اللّه تعالى در ادامه خواهد آمد . حال كه فلاح فطرتا محبوب است و از جمله آثار عبوديت به شمار مىرود ، ناگزير بايد براى كسب ان شتاب كرد . اين است كه پيامبر فرمود : حى على الفلاح . پس از ان ايشان ( ص ) در عبارت « حى على خير العمل » اثر سوم عبوديت ، يعنى نيكنامى را بيان نموده است ؛ زيرا بديهى است كه : « نام نيك از آثار كار نيك است » « 2 » . بهطورىكه انسان حتى اگر هيچ دينى هم نداشته باشد ، عاشق نام نيك است و حتى ( فرد ) طبيعتگرايى كه به بقاى پس از مرگ هم عقيده ندارد ، ان را دوست دارد ؛ حتى اگر پس از مرگش باشد ؛ اگرچه اين فطرت ( فطرت عشق به نيكنامى ) او را به بقا راهنمايى مىكند ؛ زيرا دوست داشتن هر امرى كه به انسان رجوع نكند ، محال است . ازاينرو اگر قرار است كه به او رجوع كند ، بايد خود او بقا داشته باشد ( تا ان امر به وى رجوع كند ) . بهطورىكه اگر احتمال عدم ان امر را حتى پس از مرگ خود نيز بدهد ، ديگر ان را دوست نمىدارد ، ولى او ان را دوست دارد ؛ حتى اگر قرار باشد پس از مرگش به وى رجوع كند . ازاينرو انسان باقى و غير فانى است . توضيح بيشتر اين امر ، بعدا خواهد آمد . ان شاء اللّه . خلاصه حب نيكنامى امر مسلمى است و واضح است كه نيكنامى از آثار مترتب بر خير العمل است . بهطورىكه انگار پيامبر فرموده است : اگر نيكنامى معشوق انسان است و از جمله آثار خير العمل است ، پس بايد براى حصول ان شتاب كرد . اين است كه فرمود : حى على خير العمل . از اين گذشته ، نيكنامى برحسب مقامات ، مختلف است . بهطورىكه چه بسا چيزى در نزد جماعتى شهرت باشد ، در نزد برخى ديگر نباشد . امرى در نزد افراد ضعيف عامل نيكنامى باشد ، ولى در نظر افراد مقتدر و بزرگان نباشد ، يا اينكه امرى در نزد خلق عامل نيكنامى باشد ، ولى در نظر خالق نباشد يا در
--> ( 1 ) . زخرف ( 43 ) : 71 . ( 2 ) . عبارت داخل « » از خود مؤلف است .